چیستی علم و معرفت در اسلام و غرب / مقدمه
جهان معرفت به نظر میرسد دوران حاکمیت ارائه تعاریف را گذرانده و در دوران جدیدی وارد شده که بهتر است آنرا دوران رویکرد ها یا دوران نگاه بنامیم.بر خلاف نظریه تورق معرفت ژان فرانسوا لیوتار و لایه لایه معرفی کردن معرفت دعوای امروز دعوای تعاریف نیست بلکه دعوای نگاههاست .گاهی در منظر فیلسوف یا فاعل شناسا یک سوژه واحد مطرح است ولی ابژهها متکثرند.البته باید بین ابژهها و نگاهها فرق قائل باشیم.اینکه خواستگاه نگاهها کجاست و چیست و اصلا به دنبال یک منشاء واحد بگردیم مسیر درستی است یا نه در جای خود قابل بررسی است.نگاه معیار نگاه کیست و آیا نگاه شاخص و شاقولی برای ادرک حقیقت موجود است یا نه بسیار حائز اهمیت است .آیا اقلیم و سرشت انسانی و خصوصیات فردی در دریافت واقعیت و ادراک حقیقت دخیل است یا باید به راهی جمعی باید رسید.و سئو الاتی بنیادین در حوزه اپیستمو لوژیک مثل اینکه حقیقت علم و چیستی آنرا چگونه دریابیم از مباحثی است که هم در فلسفه قاره ای مخصوصا فلسفه آلمانی امثال هایدگر و گئورگ گادامر را به خود معطوف کرده و هم حکمت قرآنی اسلامی را.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ساعت 19:4 توسط منشی گروه اینترنتی استاد گندمکار
|
دکتر اسماعیل گندمکار : محقق ، نويسنده ، استاد حوزه و دانشگاه