تحول در حوزه؛ بایدها و نبایدها
تحول در حوزه؛ بایدها و نبایدها حجتالاسلام والمسلمین سید محمد غروی، عضو جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه و مدیر گروه روانشناسی در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدسسره، در گفتوگو با مرکز خبر حوزه به بیان دیدگاههای خود در ابعاد مختلف تحول در حوزه پرداخت. متن این گفتوگو در ذیل تقدیم خوانندگان ارجمند میشود. |
![]() |
* به عنوان کسی که سالها در زمینه تدریس و تدرس علوم حوزوی از جمله فقه و اصول گام برداشتهاید، بفرمایید که برای تحول در نظام آموزشی حوزه، بهویژه در عرصه فقه و اصول، چه نکاتی را باید مورد توجه قرار داد؟
اصولاً در هر اقدامی از جمله تحول، باید ظرفیتها، نقاط مثبت و انحصاری را که در حوزه وجود داشته است، حفظ و برجسته کنیم.
* این ویژگیهای انحصاری که میفرمایید، کدام است؟
به عنوان مثال، نظام واحدی در حوزه مطرح نبود و در نتیجه، طلبهها اینجور نبودند که صرفاً به گذراندن پنج یا ده واحد بسنده کنند. لذا شما میبینید کتابهای تعیین شده را با دقت میخواندهاند حالا هر مقدار که زمان ببرد. این خودش نکته مثبت و به یک معنا فرصت است که البته اگر آگاهانه با آن برخورد نشود، میتواند به تهدید تبدیل شود. بر همین اساس، اگر کسی سطح حوزه را بخواند و وارد کارهای تحقیقی شود، قوت این فرد از کسی که در دانشگاه، کارشناسی ارشد و دکتری خوانده، بیشتر است.بنده غیر از درس و بحث حوزه، از سال 1361 تا 1379 در دانشگاههای تهران تدریس کردهام و این مطالب را از روی آگاهی عرض میکنم. یکی دیگر از خصوصیتهای نظام حوزوی، آزاد بودن درسها بخصوص از پایه هفت به بعد است. همچنین در این زمینه میتوان به پیشمطالعه و مباحثه اشاره کرد. در گذشته اگر درسی بدون مباحثه صورت میگرفت، تلقی حوزه این بود که گویا این درس فایده ندارد.
* آیا این نقاط مثبت کمرنگ نشده است؟
البته دغدغههایی وجود دارد، ولی بالاخره تاکید همه این است که این امور حفظ شود.
* در خصوص روش تدریس و برگزاری کلاسها چه نظری دارید.
نباید کاری کنیم که محور، خود استاد شود و به دنبال برگزاری درسهای شلوغ باشیم. البته ممکن است یک استادی بسیار قوی باشد و جمعیت حاضر بیش از 500 نفر باشند. من نمیخواهم از وجود چنین کلاسهایی انتقاد کنم، اینها باید باشد، ولی اینکه اساس بر شلوغی درسها باشد، درست نیست و باید این فرهنگ پدید بیاید که اساتید به 20 تا 30 شاگرد بسنده کنند و تلاش و سرمایهگذاری خود را بر روی پرورش آنها بگذارند. اعتقادم این است که تعداد طلاب در سطح و درس خارج باید محدود باشد. این نباشد که هرچه تعداد شاگردان بیشتر شود، ما خوشحال شویم، درسهای ما نباید اینگونه استاد محور باشد. اگر کلاسهای درس ما همراه با نشاط علمی طلاب باشد و آنها در پیشبرد درس، نقش مستقیم داشته باشند، دیگر دغدغه پایان نیافتن کتبی چون مکاسب را نخواهیم داشت. کسی که درست بالا آمده باشد، لزومی ندارد که همه لمعه را بخواند.
* به نظر شما علت تاکید بسیاری از بزرگان بر متون فعلی چیست؟
این است که آنها درک میکنند مکاسب، کفایه و ... یعنی چه؟ و گاهی اوقات میبینند که اینها زیر سؤال میرود. دغدغه اینها دغدغه بهحقی است، زیرا میترسند قوت علمی از بین برود و متون ضعیفی جایگزین شود و اتفاقاً برخی تجربیات ناموفق قبلی در این راستا بر این دغدغه میافزاید. در عین حال هم نباید اینگونه تصور شود که به عنوان مثال، لمعتین شهید، گویا از آسمان آمده و هیچ متن دیگری نمیتواند بهتر از آن باشد! متون فعلی مانند مکاسب، رسائل و کفایه، ظرفیتهای بسیار خوبی است که طلبه ملا بشود ولی اینگونه نیست که ما فکر کنیم همهاش همینهاست. بزرگان هم همینطور فکر میکنند و تنها ترسشان این است که نکند اصل گرفته و بدلش جایگزین شود و لذا من اعتقادم این است که ما اصولاً باید تلاش داشته باشیم اگر این متن درسی نقایصی دارد، نقایص را برطرف کنیم و راه کوتاهتر بشود. گاهی نوع چاپ، ویرایش و پاورقی میتواند کار را زنده کند.
* در مجموع شما با تغییر متون درسی موافق هستید یا خیر؟
ما باید به دنبال سرمایهگذاری بر روی متون فقهی باشیم، ولی نمیتوان به راحتی در برنامه کلان یک کتاب را برداریم و بهجایش همینطوری یک کتاب را جایگزین کنیم. باید خیلی با احتیاط انجام دهیم و بعد از تمام این کارها و ملاحظه کارشناسان متعدد، ابتدا در یک مدرسه گفته شود و در صورت صلاحیت به تدریج فراگیر شود. بنده اعتقادم این است که کفایه، کتاب درسی نیست اما الان که جایگزین ندارد، کفایه باید باشد و نباید آنرا تضعیف کنیم.
* آیا با وجود اختلافنظرهای متعدد، امکان تدوین کتاب جدید که مورد تایید همگان قرار گیرد، وجود دارد؟
امکان اتفاقنظر همگان وجود ندارد، اما اگر اکثریت اتفاقنظر داشته باشند، جا میافتد. نکته دیگر اینکه گاهی اوقات، تا میبینیم یک برنامهای موفق نیست، خیال میکنیم مربوط به متن است! در حالی که ممکن است مربوط به درست اجرانشدن برنامهها، استاد، گزینش و یا موارد دیگر باشد. من نمیگویم نظام موجود حوزه، ایدهآل است، اما نظام موفقی بوده و هست که طلبه میتواند در آن عمق پیدا کند و مجتهد شود. لذا میتوانیم با توجه به ظرفیتهای حوزه و بهرهمندی از سیستمهای رایج دنیا، همین نظام را ارتقا دهیم تا طلبه موفقتر شود. مطلب دیگر این است که ما برنامه آموزشی نظاممند در سطح حوزه و حتی در دروس خارج نداریم و این باید باشد. به عبارت دیگر، باید درسهایی بگذرانیم که نحوه نگارش عربی و فارسی را به تدریج به دست بیاوریم و شاگردان هر درسی، کار تحقیقی انجام دهند. البته این امر آسیبهایی هم دارد.
* چه آسیب هایی؟
اینکه فرد، تا دست به قلم میشود و چهار مقاله و یک کتاب مینویسد، فکر میکند که ملا شده است و در نتیجه، دنبال استاد نمیرود! به نظر میرسد که باید آسیبهای این کار را برطرف و ذهنیتهای غلط را اصلاح کرد و با برنامهریزی دقیق، طلبه از آغاز کار بتواند دست به قلم شود؛ و این، نیاز به مدیریت دارد. فرض کنید استادی که درسهای متعدد دارد و 200 طلبه پای درسش نشستهاند نمیتواند از همه اینها کار علمی و پژوهشی بخواهد. اساسا درسهای خارج پرجمعیت، عملا برای کسانی خوب است که راه افتاده باشند و اهل کار باشند. به نظر من درسهای خارج باید کوچکتر و حسابشدهتر باشد که در آنجا محور، شاگردها باشند و در مقام عمل، تفقه علمی خود را نشان بدهند.
* فایده این پژوهشهای مدیریت شده که به آن اشاره کردید، چیست؟
اگر ما به طور جدی وارد این عرصه شویم و طلاب تحت یک کار مدیریتشده، به امور پژوهشی بپردازند، میتوانیم گنجینههای علمی خود را با ادبیات مناسب عرضه کنیم. ما در حق اهلبیت علیهمالسلام تقصیر زیاد داشتهایم. ما فقهمان را خیلی بیشتر از این میتوانیم در سطوح مختلف به دنیا عرضه کنیم، زیرا از نظر محتوا، ساختار و ... ، فقه سایرین اصلا قابل مقایسه با فقه ما نیست، برای اینکه آنها سر سفره اهلبیت علیهمالسلام ننشستهاند. البته عرض کردم همه اینها مدیریت و چارچوب خاصی میخواهد.
* شما در این مصاحبه تصریح کردید که در زمینه ترویج آنچه در حوزه میآموزیم، تقصیر داریم. لطفاً بیشتر توضیح دهید.
حالا اگر تقصیر نداشته باشیم، دستکم قصور داریم. ما در حوزه ظرفیتهای فراوانی برای گسترش مکتب اهلبیت علیهمالسلام داریم، اما در این زمینه تلاش لازم را نداریم. ما اگر فقه، عقاید، تفسیر و فلسفه خود را ارائه دهیم، از رشد قابل توجهی در جهان برخوردار خواهیم بود. متأسفانه بعضیها حوزه را به تعداد شاگردان خود میبینند! در حالی که شخصیتهای ملا و باسواد زیادی در حوزه داریم. یکی از اشکالاتی که من وارد میدانم، این است که گاهی خود حوزه، از این ظرفیتها استفاده نمیکند، بلکه جاهای دیگر استفاده میکنند. اگر این ظرفیتها در حوزه استفاده شود، بسیاری از مسایل حقوقی و اقتصادی که در ارتباط با نظام مطرح است، حل خواهد شد.
* راجع به هجرت طلاب چه نظری دارید.
از ضروریترین کارهاست. ما سال 1343 ملاهایی در تهران داشتیم که اگر تعدادشان از قم بیشتر نبود کمتر نبود، در حالی که الان اینگونه نیست. هماکنون دو هزار طلبه فاضل تهرانی در قم داریم که قاعدتاً باید رابطه نظاممندی با مراکز دینی فرهنگی تهران داشته باشند و به تدریج قطبهایی در تهران به وجود آورند، اما اینگونه نیست. الآن بعضی از افاضل تهرانی به واسطه خصوصیات تقوایی خود، اگر به تهران بروند، میتوانند بخشی از تهران را تأمین کنند.
* شما چرا نمیروید؟!
من گرفتاریهایی دارم که نمیتوانم.
* دیگران هم همین را میگویند!
شرایط من فرق میکند! یعنی در اینجا کارهایی از من بر میآید که امکاناتش در تهران نیست و اگر توضیح دهم، شما حق خواهید داد.
* چه تدابیری برای تسهیل هجرت بلندمدت طلاب باید اندیشید؟
مراجع، شورای عالی و مرکز مدیریت حوزه میتوانند افرادی را بفرستند، منزلی تهیه و تا مدتی هم تأمین مالی کنند. الان شهرستانهای ما از ملا خالی شده است. در گذشته، اینها دین مردم را نگه میداشتند. مردم اینها را میدیدند که فکرشان و زندگیشان سالم بود و با اینکه پول زیادی به دستشان میرسید اما خرج خود و خانواده نمیکردند. ما خیال نکنیم که مردم دینشان را از رادیو تلویزیون گرفتهاند. عملاً روش بزرگان، علما و صاحبان نفس، دین مردم را نگهداشته است. حدود چهار سال قبل، خدمت حضرت آیتالله العظمی سیستانی رسیدم، از حضور نداشتن علما و بزرگان در مراکز استانها و شهرها، نسبت به گذشته، انتقاد کردند و پرسیدند که شورای عالی حوزه برای رفع این خلأ، چه کار کرده است؟ به نظرم این مهم، کار نشدنی نیست و فقط هم صحبت پول نیست؛ ما گاهی وقتها بیش از اینها در بعضی جاها هزینه میکنیم، لذا نباید همه چیز را به بهانه اینکه بودجه نیست، کنار بگذاریم. همین الآن در تهران افراد خیّری داریم که اگر بدانند چنین طرحهایی هست کمک میکنند. مشکل ما صرفاً مسئله پول و بودجه نیست، بلکه جدی نگرفتن بعضی از مسایل است.
* از شرکت شما در این گفتوگو تشکر میکنیم.
من هم از شما و به خصوص فعالیتی که برای موضوع تحول در حوزه دارید، تشکر میکنم.
گفتوگو: حسن صدرایی عارف

دکتر اسماعیل گندمکار : محقق ، نويسنده ، استاد حوزه و دانشگاه