تشریح ساختار سیاسی احزاب آلمان در گفتگوی دکتر نوربخش با برنا

16 آبان 1388

در آستانه برگزاري انتخابات سرنوشت ساز پارلماني در آلمان که منجر به تعيين صدراعظم جديد اين کشور نيز خواهد شد، "يونس نوربخش" کارشناس مطالعات آلمان در گفت و گو با خبرنگار سرويس بين الملل برنا به تشريح ساختار نظام سياسي و حزبي اين کشور پرداخت.

به گزارش سرويس بين الملل برنا، دکتر "يونس نوربخش " مدير گروه مطالعات آلمان دانشکده مطالعات جهان در گفت و با خبرنگار سرويس بين الملل برنا درخصوص ساختار دولت و مجلس آلمان گفت: نظام سياسي آلمان براساس قانون اساسي اين کشور يک نظام حزبي و متکي بر فعاليت احزاب است؛ اين بدان معناست که در اداره کشور، انتخابات پارلمان، اداره دولت و تقسيم وزارت خانه نقش مهمي ايفا مي کنند.

وي افزود: پارلمان آلمان متشکل از احزاب مختلف است که با برگزاري انتخابات وارد مجلس شده و به همکاري با دولت مي پردازند يا به عنوان اپوزيسيون و منتقد دولت عمل مي کنند.

دکتر نوربخش در ادامه اظهار داشت: احزاب گوناگون علاوه بر رعايت چارچوب هاي حزبي خود ممکن است در بعضي از موارد با احزاب ديگر اشتراکاتي داشته باشند از اين رو با تشکيل فراکسيوني خاص در مجلس به فعاليت در زمينه موضوعات مشترک خود مي پردازند.

رييس مرکز مطالعات بين المللي دين در ادامه به تشريح نظام انتخاباتي و نحوه انتخاب صدر اعظم آلمان پرداخت و اظهار داشت : آلمان کشوري است که هرساله شاهد برگزاري انتخابات هاي گوناگون در آن هستيم. به گفته وي نخستين انتخابات آلمان حدود 50 سال پيش برگزار شده و تا کنون هر ساله ادامه داشته است.

نوربخش در ادامه به انتخابات هاي گوناگوني که در آلمان برگزار مي شود اشاره کرده و اظهار داشت، مجلس فدرال آلمان در واقع همانند مجلس شوراي اسلامي کشور ما بوده و انتخابات آن که در کل کشور برگزار مي شود، مهمترين انتخابات در نظام سياسي دولت آلمان محسوب مي شود. انتخابات رياست جمهوري، شوراي شهر و شهرداري ها و انتخابات مجلس ايالتي که به صورت فدرالي به تشکيل دولت مي پردازند از جمله انتخابت هاي آلمان هستند.

وي با اشاره به انتخابات هاي اخير در آلمان همچون انتخابات رياست جمهوري، پارلمان اروپا و انتخاباتي که در 4 ايالت آلمان برگزارشدند، ابراز داشت: انتخابات مهمي که در پيش روي مردم وجود دارد ( 27سپتامبر انتخابات مجلس فدرال است زيرا نتيجه اين انتخابات در تعيين صدر اعظم آينده، وزرا و دولت نقش مهمي ايفا مي کند.

وي در خصوص ساختار پارلمان آلمان گفت: مجلس فدرال آلمان که با راي مستقيم مردم انتخاب مي شود، 598 نماينده دارد و 16 نماينده آن نيز به طور غير مستقيم وارد مجلس مي شوند.

نکته جالب در نحوه برگزاري انتخابات فدرال آلمان اين است که درمجلس هم احزاب گوناگون و هم افراد صاحب کرسي هستند و افراد در برگه راي علاوه بر نوشتن نام فرد مورد نظر حزب مور دنظر خود را نيز انتخاب مي کنند.

به گفته وي ايالت ها بر اساس جمعيتي که دارند تعداد نماينده مشخصي را وارد مجلس مي کنند و با توجه به فعاليت هاي احزاب گوناگون در ايالت حزب خاص را نيز انتخاب مي کنند. برخي از احزاب مانند "سوسيال دموکرات" حضور پررنگي در تمامي ايالت ها دارند و در برخي ايالت ها نيز تعداد محدودي حزب مشغول فعاليت هستند.

نوربخش در ادامه به تشريح حوزه نفوذ احزاب مختلف در جامعه آلمان پرداخت و گفت: حوزه نفوذ احزاب در جامعه بسيار متفاوت است مثلا حزب دموکرات آزاد حزبي است که بيشتر متعلق به افراد تحصيلکرده با عقايد ليبرالي و همچنين صاحبان شرکت هاست در حالي که حزب چپ که منشعب شده از حزب سوسيال است بيشتر تفکرات توده اي دارد و با قشر کارگر و عامه مردم در ارتباط است.

نوربخش با بيان اينکه اولين و قديمي ترين حزب در آلمان حزب سوسيال دموکرات و جديد ترين حزب نيز حزب "لينک " است، ابراز داشت: در آلمان نظام سوسياليستي و نگاه اجتماعي بسيار قوي بوده و نظام سياسي نيز بين يک نظام کاپيتاليستي محض و سوسياليستي محض قرار دارد، در اين کشور بيمه و خدمات اجتماعي از اهيمت خاص برخوردار است لذا يک آلماني هميشه به دنبال پوشش بيمه اي براي همگان بوده است. حزب سوسيال دموکرات نيز با اين ايده همگرايي بيشتري دارد.

وي افزود:حزب سوسيال دموکرات يا همان "اس پ د" حامي پيوستن ترکيه به اتحاديه اروپا بوده و معتقد است که بايد نسبت به مهاجران خارجي نظر مثبتي داشت و آنان را به عنوان شهروند آلماني پذيرفت؛ اين حزب همچنين موافق کمک هاي مستقيم دولت به خانواده هاي پرجمعيت است.

اين در حالي است که حزب "اس د او " يا سوسيال مسيحي در سال هاي اخير فشار هاي زيادي بر مهاجران خارجي به خصوص مسلمانان وارد کرده و بر خلاف حزب "اس پ د" اقداماتي از جمله اعزام نيروي نظامي به افغانستان را مورد تاييد قرار مي دهد. اين حزب همچنين بر ارائه کمک هاي غير مستقيم به خانواده ها مانند کاهش ماليات بجاي پرداخت کمک نقدي مستقيم به آنها تاکيد دارد.

گفتني است انتخابات 5 مهر رقابتي جدي ميان دو حزب سوسيال دموکرات و سوسيال مسيحي و نمايندگان آنها براي کسب کرسي صدراعظمي است از اين رو اين انتخابات اهميت زيادي براي "آنگلا مرکل" و رقيب وي "فرانک والتر اشتاين ماير" که از سوي اين دو حزب نامزد چنين سمتي شده اند، برخوردار است.


"دکتر نوربخش"در بخش ديگري از مصاحبه خود با خبرنگار برنا در مورد انتخابات آتي پارلماني در آلمان، به تشريح نقش جوانان و همچنين حضور مهاجران و درصد مشارکت آنها در عرصه سياسي اين کشور پرداخت.

انتخابات پارلماني در آلمان هر 4 سال يک بار انجام مي شود و يکي از ويژگي هايش اين است که شمار راي دهندگان در آلمان هميشه بالا بوده است؛ براي مثال در دهه 1990 ميلادي بعد از اتحاد دو آلمان که البته يک شرايط خاص بود را ي دهندگان بيش از 90 درصد مشارکت داشتند که اين ميزان در جهان بسيار بالا است.

به گفته اين کارشناس مسائل آلمان در انتخابات مجلس شانزدهم اين کشور در سال 2005 نيز بيش از 77 درصد مردم مشارکت کردند. در حال حاضر اين کشور حدود 62 ميليون راي دهنده، يعني افراد بالاي 18 سال دارد که مي توانند راي دهند.

دکتر نوربخش در پاسخ به اين سوال که چرا پيش از اين بحث کاهش سن راي دهندگان در پارلمان آلمان راي نياورد، گفت: از گذشته يک چنين بحثي مطرح شد ولي از همان ابتدا در آلمان سن 18 را براي سن قانوني راي دهنده انتخاب کردند و تا الان هم تغيير ندادند.

وي افزود: کلا در آلمان 18 سال، سني است که جوان مي تواند مستقل باشد، وقتي فرد به 18 سال مي رسد، دولت کمک هايي را که به فرزندان خانواده ها بصورت ماهانه مي پرداخت، مگر با يک شرايطي خاص قطع مي کند، يعني فرد ديگر يک بلوغ اقتصادي، سياسي اجتماعي پيدا کرده و ديگر تحت پوشش خانواده نيست يک فرد کاملا مستقل است.

به همين دليل از جهت پوشش بيمه و شرايط خانواده هم وقتي فرد به 18 سال مي رسد تمام شرايط تغيير مي کند؛ در مسائل سياسي هم همين را حفظ کرده و سن 18 سال را معتبر دانسته اند. از آنجا که در همه زمينه ها اين سن معتبر اعلام شده، بحثي هم که در انتخابات براي تغيير اين سن مطرح شد راي نياورد و آنها رويه خودشان را پيش گرفتند.

جالب اين است که در آلمان بيش از نيمي از راي دهندگان يعني بيش از 32 ميليون نفر زنان هستند، اين بدان معني است که زنان مشارکت بسيار بالايي را در انتخابات دارند. در مورد جوانان نيز در انتخابات گذشته بيش از دو ميليون نفر براي اولين بار در اين انتخابات شرکت کردند که اين رقم با توجه به اين که آلمان جمعيت جوان ندارد و بيشتر ميان سال و کهنسال هستند بسيار بالا است، لذا از جهت هزينه هاي اقتصادي بيمه هم شديدا تحت فشارند چون هزينه ها بالاست.

در همين حال کهولت سن نيز باعث شده که نوع بيماري ها در جامعه آلمان تغيير پيدا کند، مثلا بعضي از بيماري ها کم شده و در عوض برخي از بيماري ها افزايش پيدا کرده مثلا پا درد و کمر درد بخش هايي است که در بيمارستان ها گسترش پيدا کرده، لذا يکي از مشکلات آلمان پيري است ولي با وجود اين جوانان حضور بيشتري را در عرصه سياسي داشتند.

مدير گروه مطالعات آلمان دانشکده مطالعات جهان در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: در دوره جديد نظر سنجي ها در جامعه آلمان نشان مي دهد که جوانان به دليل افزايش بيکاري، مشکلات خانوادگي-تشکيل خانواده در آلمان يک مشکل جدي است - نبود خانواده ، اينکه فرزندان تنها با پدر يا تنها با مادر يا بدون پدر و مادر يا پدر و مادر هاي که در شهر هاي ديگر دارند زندگي مي کنند و در يک خانه نيستند، دچار يک بحران اجتماعي شده اند.

از سوي ديگر ميزان فرار دانش آموزان از مدارس در شهر هاي آلمان افزايش پيدا کرده بطوري که در بعضي از شهر ها آنها پليس مدارس گذاشته اند يعني در ساعاتي که بچه ها در مدرسه اند، يک پليس در خيابان ها مي گذارند که اگر کسي در سن مدرسه ببينند جلويش را مي گيرند و سوال مي کنند شما اينجا چه کار مي کنيد؟ چون فرار افزايش پيدا کرده است.

همين طور مصرف سيگار و الکل رواج پيدا کرده است و سن مصرف پايين آمده، اينها مشکلاتي است که آنجا ايجاد شده است. جوانان آلماني در مورد آينده شغلي مشکل دارند، همه اينها يک نوع حالت اپوزيسيون و انتقادي را در بين جوانان ايجاد کرده است. آنها به مساله جنگ و ترور هم خيلي گرايش مثبتي ندارند به همين دليل سياست هاي دولت ها هم بيشتر مورد انتقاد جوان ها است تا ميان سال ها.

بنابر اين اينها در يک رويکرد جديد که ما در آمريکا هم نظيرش را ديديم، در انتخابات اوباما ما ديديم که نسل جوان با يک رويکرد متفاوتي که نسبت به سياست هاي اوباما داشتند سراغ او رفتند، اين را ما در کشورهاي اروپا هم مي بينيم در آلمان هم به همين صورت است و فکر مي کنم اگر سياست ها و شعار هايي که بعضي از احزاب مي دهند جذاب تر باشد يعني در اين راستا قرار گيرد، حتما مشارکت جوانان را بيشتر خواهد کرد.

به گفته دکتر نوربخش جوانان اين کشور در قالب بعضي از احزاب هم فعاليتهايشان را شروع کرده اند، مثلا در دفاع از حقوق مهاجرين و برخورد با خارجي ها در اين مورد که آنها نيز شهروند باشند و رفتار درستي که در حقيقت حقوق هر انساني است، با آنها بشود. اين قشر در حقيقت حزب هايي را درست کرده اند که اين شعارها را تبليغ مي کند و با اين شعارها در مقابل اين ايده که هر کس آلماني نيست پس خارجي است و درجه 2 است، ايستاده اند.

رييس مرکز بين المللي مطالعات دين يادآور شد: ما مي بينيم که چند سالي است جشنواره هايي از خارجي ها برگزار مي شود که آنها با لباس محلي خودشان، غذاي محلي و فرهنگ خودشان مي آيند برنامه اجرا مي کنند اينها جنبش هاي معروفي است در آلمان تا حالت خارجي بودن را کاهش بدهند و اين بيشتر جوانان هستند که در اين قضيه فعال شده اند در حاليکه قبلا به اين شکل نبوده است.

وي افزود: حدود دو ميليون ترک در آلمان زندگي مي کنند که فقط حدود 750 هزار نفر از آنها توانسته اند شهروند آلماني شوند يعني بيش از يک ميليون و 200 هزار نفر از ترک ها هستند که نتوانسته اند بعنوان شهروند به رسميت شناخته شوند، يعني در جامعه اين فضاي فرهنگي و حقوقي هنوز ايجاد نشده است که آنها را وارد خودش کند.

البته دولت هم اين انتقاد را دارد که خارجي ها اين کشور را وطن خودشان نمي دانند بلکه خود را هميشه مسافري مي دانند که مي خواهند پولي بگيرند و برگردند به وطن اصلي؛ به اعتقاد دولت آلمان اين افراد نيز بايد ديدگاه هايشان را تغيير داده و اگر مي خواهند در اين کشور بمانند بايد مثل يک آلماني در خدمت اين کشور باشند که مطلب درستي هم هست.

اما با وجود اين ما مي بينيم مهاجران با وجود تلاشي که مي کنند براي اين همگرايي، باز از حقوق کمتري برخوردارند و در جامعه به مشارکت گرفته نمي شوند؛ اين آمار در مورد ترک ها بيشتر است و در مورد مهاجران کشورهاي اروپايي ديگر که به آلمان آمده اند کمتر است يعني آنها بيشتر جذب مي شوند چون خودشان را اروپايي مي دانند ولي مهاجران ديگر نقاط جهان کمتر جذب مي شوند،در اين ميان ايراني ها البته آمار بهتري را دارند.